قرص آریسپت 5 میلی گرم ARICEPT 5MG Tablet
جهت استعلام قیمت و موجودی تماس بگیرید
موارد مصرف تأیید شده دونپزیل
دونپزیل یک داروی مهارکننده استیلکولین استراز قابل برگشت است که به طور خاص برای بهبود عملکرد شناختی در بیماری آلزایمر تأیید شده است.
۱. درمان بیماری آلزایمر
کاربرد بالینی: دونپزیل برای درمان علامتی اختلال شناختی خفیف، متوسط و شدید ناشی از بیماری آلزایمر (AD) تأیید شده است. این دارو با هدف بهبود عملکرد شناختی، حافظه، توانایی انجام فعالیتهای روزمره (ADLs) و رفتارهای غیرشناختی (مانند بیتفاوتی) تجویز میشود.
مکانیسم بالینی: در AD، کمبود انتقالدهنده عصبی استیلکولین در مغز، بهویژه در نواحی مربوط به حافظه و یادگیری، مشاهده میشود. دونپزیل با مهار آنزیم استیلکولین استراز، که مسئول تجزیه استیلکولین است، باعث افزایش سطح استیلکولین در شکاف سیناپسی میشود و در نتیجه، انتقال عصبی کولینرژیک را بهبود میبخشد.
نکته بالینی: دونپزیل درمان قطعی AD نیست و تنها یک داروی علائمدرمان (Symptomatic) محسوب میشود. شروع درمان باید در اسرع وقت پس از تشخیص انجام شود و دوز باید به تدریج افزایش یابد (معمولاً با دوز ۵ میلیگرم شروع و پس از ۴-۶ هفته به ۱۰ میلیگرم افزایش مییابد؛ دوز ۲۳ میلیگرم برای موارد متوسط تا شدید).
۲. درمان زوال عقل عروقی (Vascular Dementia)
کاربرد بالینی: برخی منابع و دستورالعملهای بینالمللی، استفاده از دونپزیل را برای درمان اختلال شناختی ناشی از بیماریهای عروقی مغز (Vascular Cognitive Impairment – VCI)، بهویژه در مواردی که علائم ترکیبی با آلزایمر وجود دارد (زوال عقل مختلط)، توصیه میکنند.
تأیید نظارتی: اگرچه در همه کشورها به طور رسمی تأیید نشده است، اما شواهد بالینی متعددی اثربخشی آن را در بهبود زیرشاخههای شناختی مرتبط با ضایعات عروقی نشان دادهاند.
مکانیسم بالینی: اگرچه مکانیسم اصلی آسیب در VCI ایسکمیک است، اما اختلالات کولینرژیک نیز در مسیرهای مرتبط وجود دارد. بهبود انتقال کولینرژیک با دونپزیل میتواند به جبران نسبی کمبودهای عملکردی مغز کمک کند.
موارد مصرف خارج از برچسب دونپزیل
این موارد کاربردهایی هستند که توسط نهادهای نظارتی به طور رسمی تأیید نشدهاند، اما بر اساس شواهد بالینی و پژوهشهای تخصصی در محیطهای پزشکی استفاده میشوند.
۱. درمان زوال عقل در بیماری پارکینسون (PDD)
کاربرد بالینی: دونپزیل گاهی برای درمان اختلال شناختی در بیمارانی که دچار زوال عقل ناشی از بیماری پیشرفته پارکینسون هستند، تجویز میشود.
شواهد بالینی: این بیماری نیز با کمبود قابل توجه استیلکولین در بخشهای خاصی از مغز همراه است. مطالعات نشان دادهاند که دونپزیل میتواند در برخی بیماران PDD، بهبودهای خفیف تا متوسطی را در حوزههای توجه و عملکرد اجرایی ایجاد کند.
نکته احتیاطی: برخی دستورالعملها (مانند راهنمای NICE) ریواستیگمین را بر دونپزیل ترجیح میدهند، اما دونپزیل همچنان یک گزینه محسوب میشود.
۲. درمان زوال عقل در بیماری لِوی بادی (Dementia with Lewy Bodies – DLB)
کاربرد بالینی: زوال عقل لوی بادی به دلیل کمبود شدید کولینرژیک، به مهارکنندههای کولین استراز بسیار خوب پاسخ میدهد. دونپزیل در این بیماران برای بهبود نوسانات شناختی، توهمات بینایی و اختلالات رفتاری توصیه میشود.
شواهد بالینی: شواهد قوی از اثربخشی در DLB وجود دارد. این بیماری یکی از بهترین پاسخدهندهها به این دسته دارویی است.
۳. اختلال شناختی خفیف (Mild Cognitive Impairment – MCI)
کاربرد بالینی: استفاده از دونپزیل در MCI (به ویژه نوع MCI آمنستیک که پیشدرآمد AD محسوب میشود) برای تأخیر در تبدیل آن به بیماری آلزایمر کامل، مورد مطالعه قرار گرفته است.
نتیجهگیری بالینی: شواهد موجود نشان میدهد که دونپزیل ممکن است به طور موقت روند تبدیل MCI به AD را کند کند، اما تأیید قطعی برای استفاده روتین از آن در MCI وجود ندارد و مصرف آن معمولاً توصیه نمیشود، مگر در موارد خاص و با ریسک بالا.
۴. اختلالات عصبی-روانی متفرقه
کاربرد بالینی: در برخی مطالعات کوچک، اثربخشی دونپزیل در اختلالات دیگر شامل مولتیپل اسکلروزیس (MS) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) به دلیل نقش استیلکولین در حافظه و توجه، مورد بررسی قرار گرفته است.
شواهد بالینی: شواهد در این زمینهها محدود و متناقض است و مصرف آن در این موارد به عنوان یک خط درمانی استاندارد توصیه نمیشود.
محصولات مرتبط
کپسول کولیناپ 1.5 میلی گرم CHOLINUP 1.5MG CAP
ریواستیگمین یک مهارکننده کاربامات استیلکولیناستراز و بوتیریلکولیناستراز است که سطح استیلکولین را در شکاف سیناپسی افزایش میدهد. این دارو عمدتاً برای بهبود عملکرد شناختی در بیماران مبتلا به انواع خاصی از زوال عقل (دمانس) استفاده میشود.۱. موارد مصرف تأیید شدهموارد مصرف زیر برای ریواستیگمین توسط سازمانهای نظارتی بینالمللی (مانند سازمان غذا و داروی آمریکا) تأیید شدهاند و اطلاعات بالینی مربوط به آنها در مطالعات گستردهای پشتیبانی شده است:الف) زوال عقل خفیف تا متوسط مرتبط با بیماری آلزایمر توضیحات کاربردی برای پزشک و بالینی: این شایعترین مورد مصرف ریواستیگمین است. ریواستیگمین با افزایش انتقالدهنده عصبی استیلکولین در مغز، به بهبود علائم شناختی (مانند حافظه، تفکر و قضاوت) کمک میکند. نکته بالینی: این دارو سیر پیشرونده بیماری را متوقف نمیکند، اما میتواند برای مدتی سرعت زوال شناختی را کند کرده و کیفیت زندگی بیمار و مراقبان او را بهبود بخشد. شروع درمان باید در مراحل خفیف تا متوسط بیماری باشد. نوع مصرف: فرم خوراکی (کپسول) و فرم ترانسدرمال (چسب پوستی) برای این مورد تأیید شده است. فرم چسب پوستی اغلب برای بیمارانی که مشکلات گوارشی یا عدم تحمل فرم خوراکی دارند، ارجحیت دارد و دارای پروفایل عوارض جانبی گوارشی بهتری است.ب) زوال عقل خفیف تا متوسط مرتبط با بیماری پارکینسون توضیحات کاربردی برای پزشک و بالینی: ریواستیگمین تنها مهارکننده کولیناستراز است که به طور خاص برای درمان زوال عقل مرتبط با بیماری پارکینسون تأیید شده است. نکته بالینی: در بیماران پارکینسون، کمبود کولینرژیک اغلب با اختلالات شدیدتر در توجه، عملکرد اجرایی و نوسانات شناختی همراه است. ریواستیگمین در این جمعیت میتواند عملکرد شناختی و توجه را بهبود بخشد و همچنین ممکن است تأثیر مثبتی بر علائم رفتاری و روانپریشی داشته باشد، اگرچه این تأثیرات به اندازه بهبودهای شناختی قوی نیستند. ملاحظات دوز: افزایش آهسته دوز در این بیماران به دلیل خطر بدتر شدن لرزش یا بروز دیسکینزی اهمیت دارد.۲. موارد مصرف خارج از برچسباستفاده از دارو برای موارد زیر، بر اساس شواهد بالینی و مطالعات تحقیقاتی انجام میشود، اما ممکن است به طور رسمی توسط سازمانهای نظارتی تأیید نشده باشد:الف) زوال عقل عروقی یا زوال عقل با اجسام لِویتوضیحات کاربردی برای پزشک و بالینی: زوال عقل با اجسام لِوی: بیماران مبتلا به DLB اغلب به درمانهای کولینرژیک نسبت به بیماران آلزایمر پاسخ بهتری میدهند، زیرا کمبود کولینرژیک در DLB معمولاً شدیدتر است. ریواستیگمین در این جمعیت برای بهبود اختلالات شناختی، نوسانات توجه و حتی کاهش توهمات بینایی (که در DLB شایع هستند) به کار میرود. زوال عقل عروقی: در حالی که شواهد قوی و قطعی در حد آلزایمر وجود ندارد، در بیمارانی که علائم زوال عقل مختلط (آلزایمر به همراه جزء عروقی) دارند، ممکن است سودمند باشد. نکته بالینی: در DLB، ریواستیگمین اغلب به عنوان یک خط اول در نظر گرفته میشود.ب) اختلال شناختی خفیفتوضیحات کاربردی برای پزشک و بالینی: برخی پزشکان در تلاش برای جلوگیری یا به تأخیر انداختن پیشرفت MCI به زوال عقل کامل، ریواستیگمین را تجویز میکنند. نکته بالینی: در حال حاضر، اجماع قوی بینالمللی برای استفاده معمول از مهارکنندههای کولیناستراز در MCI وجود ندارد، زیرا فواید آن معمولاً کوچک و گذرا هستند و ممکن است با عوارض جانبی همراه باشد. استفاده از آن باید در موارد بسیار خاص و با ارزیابی دقیق ریسک به سود انجام شود.ج) اختلالات شناختی پس از سکته مغزیتوضیحات کاربردی برای پزشک و بالینی: در برخی بیماران که پس از سکته مغزی دچار کاهش قابل توجه عملکرد شناختی میشوند، شواهدی مبنی بر سودمندی مهارکنندههای کولیناستراز از جمله ریواستیگمین برای بهبود حافظه و توجه وجود دارد. نکته بالینی: این مورد مصرف بیشتر در مراکزی با رویکرد توانبخشی عصبی پیشرفته مطرح است و نیازمند بررسیهای بیشتر است.ملاحظه مهم برای پزشک: همواره دوز ریواستیگمین (به ویژه فرم خوراکی) باید با دوز پایین شروع شده و به آرامی (تایتراسیون) افزایش یابد تا عوارض جانبی گوارشی (تهوع، استفراغ و اسهال) به حداقل برسد. کنترل ضربان قلب در بیماران با سابقه مشکلات قلبی به دلیل احتمال بروز برادیکاردی (کاهش ضربان قلب) ضروری است. درمان باید تا زمانی ادامه یابد که فایده بالینی قابل توجهی مشاهده شود. قطع ناگهانی دارو ممکن است باعث بدتر شدن سریع شناختی شود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.